ه‍.ش. ۱۳۹۳ مرداد ۲۲, چهارشنبه

صد هزار برابر دعای مستجاب | عمومي

عرفات، سرزمین دعا

نقش نیایش در وصول به رحمت بیكران الهی، با بیان امام صادق(علیه‌السلام) كه فرمود: «الدُّعاءُ كَهْفُ الإجابَةِ كَما أنّ السَّحابَ كَهْفُ الْمَطَرِ»(1) به خوبی روشن است. طبق این بیان نورانی همان‏طور كه ابر، قرارگاه باران است، دعا نیز قرارگاه اجابت است. به بیان دیگر، اجابت در درون دعاست، همان‏طور كه باران در نهاد ابر تعبیه شده است.
همه حالات زندگی برای نیایش مناسب است لیكن دوران پربار حج و حضور در مواقف آن، شكوه بیشتری برای دعا و تأثیر فراوان‏تری برای نیایش دارد و چون دعا از ضمیر صاف، مورد قبول است و احرام و آهنگ كعبه آزاد و پاك، در تصفیه ضمیر تأثیری به سزا دارد، نیایش در حج و دعا در مواقف آن بهترین اثرها را به همراه خواهد داشت. از این‏رو برای هر برنامه از مناسك حج، دستور ویژه‏ای در مورد نیایش داده شده است و عمده آن دعای عرفه در صحرای عرفات است.
روز عرفه روز دعا و نیایش است و اگرچه روزه آن روز مستحب است لیكن اگر روزه‏ گرفتن موجب ضعف شود، آنگونه كه انسان نتواند دعاهای این روز را بخواند، خواندن دعا بر روزه ‏گرفتن مقدم است.(2)
روایات فراوانی درباره اعمال روز عرفه و هنگام وقوف در عرفات، به ‏ویژه كیفیت دعا در آن موقف نقل شده كه بخشی از آنها در خصوص دعاهای آن روز، و بخشی نیز در اهتمام و ترغیب به دعا كردن به دیگران است، به ‏گونه‏ای كه برخی شاگردان اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم‌السلام) همه همّ خود را در آن سرزمین كه دعاها در آن مستجاب است، صرف دعا برای غیر می‏كردند.
علی‏بن ابراهیم در این باره از پدرش نقل كرده كه گفت: عبدالله ‏بن جندب را در عرفات دیدم كه زمانی طولانی دست به سوی آسمان بلند كرده، سیلاب اشك از گونه‏هایش بر زمین سرازیر بود، به ‏گونه‏ای كه من شخص دیگری را این‏ چنین در حال مناجات ندیدم. هنگامی كه مردم از عرفات عازم مشعر بودند به او گفتم: كسی را بهتر از تو در حال نیایش ندیدم. عبدالله گفت: به خدا سوگند در آن حال فقط برادرانم را دعا می‏كردم؛ زیرا از امام كاظم(علیه‌السلام) شنیدم كه فرمود: كسی كه به دور از چشم برادر(ایمانی‏اش) در حق وی دعا كند از جانب عرش ندا داده می‏شود كه صدهزار برابر آنچه برای او خواستی نصیب تو خواهد شد؛ «مَنْ دَعا لأخیهِ بِظَهْرِ الْغَیْبِ نُودِیَ مِنَ الْعَرْشِ: وَ لَكَ مِأةُ ألْفِ ضِعْفٍ مِثْلهِ.» پس شایسته نبود كه من صد هزار برابر دعای مستجاب را به‏ خاطر یك دعا كه برآورده‏شدنش معلوم نیست واگذارم.(3)

پی‎نوشت‎ها:
1- كافی، ج2، ص471.
2- بحارالانوار، ج94، ص124 ـ 123.
3- كافی، ج2، ص508 و ج4، ص465.
برگرفته از کتاب صهبای حج، جوادی آملی
گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی

تبرّك به آب زمزم | عمومي

مستحب است كه زائر بیت‏الله بعد از طواف و نماز آن، كنار چاه زمزم رفته از آب آن بنوشد، مقداری نیز بر سر و روی خود بریزد و به آن تبرّك جوید(1) و پس از نوشیدن آب زمزم، از خداوند تعالی علم سودمند، روزی فراوان و شفای از هر بیماری را طلب كرده و به پیروی از رسول اكرم(‏صلی الله علیه و آله)(2) چنین دعا كند: «اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ عِلْمًا نافِعًا وَ رِزْقًا واسِعًا وَ شِفاءً مِن كُلِّ داءٍ وَ سُقْمٍ.»(3) امام سجاد(علیه‌السلام) از شبلی پرسیدند: آیا هنگامی كه بالای زمزم آمدی در این قصد بودی كه خدایا! هر چه طاعت توست پذیرفتم و هر چه معصیت است ترك كردم؟ شبلی جواب داد: نه. آن حضرت فرمود: پس تو بر زمزم اشراف پیدا نكرده‏ای.(4)
بنابراین، زائر عارف به اسرار حجّ، آنگاه كه آب زمزم را بر سر و سینه یا در كام خود می‏ریزد، قصد او این است كه خدایا! من جام طاعت نوشیدم و جام معصیت را ترك كردم.

پی‎نوشت‎ها:
1ـ وسائل الشیعه، ج9، ص352 ـ 350 و 515 ـ 514 و ج17، ص207 ـ 206.
2ـ كافی، ج4، ص250.
3 ـ همان، ص430.
4- همان، پانوشت صفحات 174 ـ 171(حدیث شبلی).
برگرفته از صهبای حج، جوادی آملی.
گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .

حج؛ ترک غیر خدا | عمومي

در بعضی از روایات ذیل این آیه كریمه‌ كه ذات اقدس الهی در قرآن فرمود: «فَفِرُّوْا إِلَی اللهِ»(1) گفتند: منظور حج است. فرار كنید، سفر كنید به طرف خدا؛ این سیر الی الله را همان حج دانستند. گرچه انسان به هر سمتی كه بخواهد روی بیاورد «فَأَیْنََما تُوَلُّوْا فَثَمَّ وَجْهُ اللهِ.»(2) ولی همین انسان كه به هر سمت بخواهد روی بیاورد، چهره الهی را می‌بیند، همین انسان ممكن است به جایی برسد كه «أَحَاطَتْ بِهِ خَطِیئَتُه»(3)؛ یعنی «أینما تولّوا فثمّ وجه الشیطان.»

حج، ترك ما سوا و طلب خدا

یكی از بارزترین مصادیق «سیر الی الله» همین جریان حج است كه انسانی كه به حج می‌رود سفر الهی دارد. گرچه انسان در هر جا می‌تواند خدا را  زیارت و عبادت كند و «ضیف الرحمن» باشد ولی ذات اقدس الهی بعضی از مكان‎ها و برخی از زمان‎ها را برای ضیافت و برای پذیرایی آماده كرده است و مشخص كرده است و فرمود: «فَفِرُّوْا إِلَی اللهِ» كه در ذیل این كریمه آمده است یعنی سفر به حج(4) [و] قهراً فرار از غیر خداست به خدا . چون خدا همه جا هست معنای «سیر إلی الله» سیر مكانی یا زمانی نخواهد بود؛ خدا در هر زمان و در هر زمین و در همه موارد هست: «هُوَ الَّذِی فِی السَّماءِ إِلهٌ وَ فِی الأرْضِ إِله»(5) قهراً حج یك سرّ خاصی خواهد داشت كه «فرار الی الله» به صورت حج تفسیر شده است و آن «فرار الی الله» این است كه انسان ماسوی الله را ترك كند و الله را طلب بكند. پس یكی از اسرار حج ترك ماسوای خدا و طلب خداست: «فَفِرُّوْا إِلَی اللهِ.»
یكی از بارزترین مصادیق «سیر الی الله» همین جریان حج است كه انسانی كه به حج می‌رود سفر الهی دارد. گرچه انسان در هر جا می‌تواند خدا را  زیارت و عبادت كند و «ضیف الرحمن» باشد ولی ذات اقدس الهی بعضی از مكان‎ها و برخی از زمان‎ها را برای ضیافت و برای پذیرایی آماده كرده است.

حج با انگیزه‌های غیر خدایی مصداق روگردانی از خداوند

پس اگر كسی حج را به قصد تجارت انجام داد یا به قصد شهرت انجام داد یا به سایر مقاصد انجام داد، این فرار عن الله كرد؛ نه فرار الی الله. مثل این كه «جهاد عن الله» داریم و «جهاد فی الله» آنچه كه در قرآن دستور رسیده است «الَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا»(5) است، ولی عده‎ای جهاد عن الله دارند؛ نه فی الله. از خدا روگردانند؛ به كار خود و جاه خود و شهرت خود و امثال ذلك متكی و وابسته‌اند. اینها جهادشان عن الله است [و] قهراً راه را هم گم می‌كنند؛ چون «الَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا» و اما «الذین جاهدوا عن الله» همان است كه «فتفرقوا عن سبیل الله» می‌شود. فرار هم این چنین است؛ گاهی الی الله است [و] گاهی فرار عن الله. حج به عنوان فرار الی الله در قرآن بازگو شده است؛ یعنی یك انسان حاجی همین كه قصد حج یا عمره را دارد سیرش به طرف خداست و سیر به طرف خدا؛ یعنی اعتماد بر خدا و دیگر هیچ. اگر كسی به زاد و راحله خود تكیه كند، به كسب و كار خود تكیه كند، به همراهان خود تكیه كند، این فرار به [سوی] همراهان كرده است؛ نه فرار به سوی خدا. این سفر به سفره خود كرده است؛ نه سفر به ضیافت الله و امثال ذلك.
پس یكی از اسرار حج آن است كه انسان از غیر خدا ببرد [و] به خدا وصل بشود. در همان تهیه مقدمات این چنین است. كسی كه می‌خواهد در شهرش لباس احرام فراهم بكند، مالش را تطهیر بكند، وصیتنامه را تنظیم بكند و از بستگانش خداحافظی بكند، از همان قدم اولش به عنوان «فرار الی الله» اینها را انجام می‌دهد كه این می‌شود سرّی از اسرار حج [و] قهراً در همه این حالات با خداست این سیرش «الی الله»، «فی الله»، «مع الله» و «بالله» است. این كه در دعاهای حج و مانند آن آمده «بسم الله دخلت و بسم الله خرجت و فی سبیل لله» شاید ناظر به همین باشد؛ یعنی [در] این كار با نام خدا [داخل شدم و با نام خدا از منزل خارج شدم] و در راه خدا شروع كردم.

پی نوشت ها:
1- الكافی، ج 4، ص 256؛ «عن ابی‌جعفر(علیه‎السلام) قال: «فَفِرُّوْا إِلَی اللهِ إِنِّی لَكُم مِنْهُ نَذِیرٌ مُبِینٌ قال: حُجّوا الی الله عزّ وجلّ.»
2- سور ه بقره، آیه 115.
3- الكافی، ج 4، ص 256.
4- سوره زخرف، آیه 84 .
5- سوره عنكبوت، آیه 69.
برگرفته از اسرار و معارف حج(1)، جوادی آملی .
گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .